شنبه، آذر ۲۰، ۱۳۸۹

مرد

سحرم کشیده خنجر که چرا شبت نکشت ...
خم میشم ولی نمیشکنم؛
5شنبه عاشوری میپختن حتا به من خبر هم ندادن!
این هفته فقط به خاطر این میخواستم برم خونه ؛ تمام دلخوشیم این بود..!
اشکال نداره حتما قسمت این بوده؛
دم خدا گرم.

تکرار

15‏ بار

جمعه، آذر ۱۲، ۱۳۸۹

عجب

چه غریب ماندی ای دل نه غمی نه غمگساری نه به انتظار یاری نه ز یار انتظاری

چهارشنبه، آذر ۰۳، ۱۳۸۹

غم زمانه خورم یا فراغ یار کشم....به طاقتی که ندارم کدام بار کشم
***
سینه تنگ من و بار غم او هیهات...مرد این بار گران نیست دل مسکینم
***
دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد...چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
****
نمی دونم ناراحت باشم یا خوشحال ؟ بخندم یا گریه کنم ؟ برنده شدم یا همه چیزمو باختم؟
فقط میدونم اگه هدایت گفت :"در زندگی زخمهایی هست که..." این هم یکی ازاین زخماست که روحمو داره مثل خوره می خوره و از تو نابودم میکنه.
اه! سه سال چطور گذشت؟ خودش سرزده امومد تو زندگیم، بی خبر هم گذاشتم و رفت.
میگه نمی تونه ناراحتیمو ببینه!!
میگه این حالی که من الان دارم،اونم قبلا تجربه کرده!!
میگه هنوزم دوست دارم،اما،دیگه مثل یه برادر!!
میگه دوستش داره!!
میگه خودت گفتی دیگه فرصت جبران نیست!!
میگفت عاشقمه!!
میگفت بدون من خوشبخت نمیشه!!
...
من چی بگم؟ چی میتونم بگم؟؟

حافظ ،تنهارفیقم!، توی این موقعیت فقط اون درکم کرد:

"گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع...سخت می​گردد جهان بر مردمان سختکوش
وان گهم درداد جامی کز فروغش بر فلک...زهره در رقص آمد و بربط زنان می​گفت نوش
با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام...نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی...گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش"
باشه، دیگه سخت نمیگیرم!دیگه دم نمی زنم!دیگه محرم سروش میشم!

ولی!

دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد؟ چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد؟



چهارشنبه، شهریور ۲۴، ۱۳۸۹

تا الان شده 8 بار

پنجشنبه، مرداد ۲۸، ۱۳۸۹

6 بار

جمعه، مرداد ۲۲، ۱۳۸۹

It happened again. "Sorry" is all i can say.
But... .

سه‌شنبه، تیر ۲۹، ۱۳۸۹


خدا خیلی کارت درسته.

من اشتباه کردم
تکرارش کردم
ولی تو بازهم منو می بخشی
تا دوباره آروم بشم
قول میدم
به خودم
و خودت
...

دوشنبه، تیر ۲۸، ۱۳۸۹

.
..
...
هرچی محدود تر باشی بزرگ تر میشی
هرچی بخوان پایین نگهت دارن بیشتر میای بالا
هرچی بیشتر جلوتو ببندن بیشتر پیشرفت میکنی

اینو وقتی دارم میگم که نسبت به همیشه آزاد ترم

(برای من) هرچی امکانات بیشتر بشه علاقه کمتر میشه
ولی یه حسی بهم میگه هنوز یچیزی کم داری
پس این چرخه واسه همیشه ادامه داره
...
..
.