پنجشنبه، دی ۰۱، ۱۳۹۰

خدا راهنماییم کن! مرد باش دمت گرم!!

پنجشنبه، آذر ۱۷، ۱۳۹۰

یک شب مهتاب

این دوره درست درس نخوندم ، یعنی اونجوری مه باید نخوندم . فردا آزمون دارم.
صرف نظر از نتیجش قول میدم واسه آزمون بعدی خیلی بهتر تلاش کنم.

جمعه، آذر ۰۴، ۱۳۹۰

گر عارف حق بینی چشم از همه بر هم زن / چون دل به یکی دادی، آتش به دو عالم زن
چون ساقی رندانی، می با لب خندان خور / چون مطرب مستانی نی با دل خرم زن
در پای قدح بنشین زیبا صنمی بگزین / اسباب ریا برچین، کمتر ز دعا دم زن
گر دردی از او بردی صد خنده به درمان کن / ور زخمی از او خوردی صد طعنه به مرهم زن
زاهد سخن تقوی بسیار مگو با ما / دم درکش از این معنی، یعنی که نفس کم زن
تا چند فروغی را مجروح توان دیدن / یا مرهم زخمی کن یا ضربت محکم زن

یکشنبه، مهر ۱۰، ۱۳۹۰

Promise

I am here to make a promis that I won't do any stupide thing for two next weeks , that is no jaking off , no leaving the lines , no sex and so on . . .

پنجشنبه، شهریور ۰۳، ۱۳۹۰

هفته موفقی بود
اما دور از معنویت
همش گناه گناه گناه
این هفته بدون گناه ولی باز هم موفق

جمعه، مرداد ۲۱، ۱۳۹۰


یک هفته عالی ، یک هفته داغون
از این شنبه مثل آدم شروع میکنمم
این شنبه مثل شنبه های ترک اعتیاد نیست

جمعه، خرداد ۱۳، ۱۳۹۰

رفتی و ...

شاید یچیزی یه، قسمتی تو وجودم از این وضعیت راضی باشه ولی نه اکثریتش ؛ این دومین کسی بود که کلی باهاش قاطی شده بودم ولی نتونستم بهش بگم واقعا چقد دوسش دارم ؛ چقد از کنارش بودن خوشحالم درحالی که میدونستم این یه حس دوطرفس ؛ حدث نمی زنم میدونم آخه خودش گفت البته به سبک خودش ؛ اولین کسی بود که مثل خودم همه رو میخندوند ولی تو دلش کلی غم بود ؛ شاید تنها آدمی بود توی این هفت ملیارد نفر که سلیقه موسیقیش شبیه من بود ؛ شاید تنها کسی بود که لازم نبود خودتو جلوش سانسور کنی چون اونم خودش بود خود خودش.
ولی الان دیگه پیشم نیست شاید دیگه هیچ وقت هم نبینمش ولی...
ولی..
ولی واقعا میخواستم ببوسمش وقتی سرشو چسبونده بود به سرم ؛ دوست داشتم از ته دل ببوسمت؛
میدونم که اینو شاید هرگز نخونی شایدم یروز خودم بهت نشونش دادم
ولی میخوام همینجا داد بزنم :"دوست دارم"

پنجشنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۹۰

...

روزی که رفت بر باد ...
روزی که ماند در یاد...
بعد از 2 سال دیروز آخرین روزی بود که رسما رفتم داروخونه.
پیش خودم هی این جمله کلیشه ای "چه زود گذشت" تکرار میکنم؛ شکر خدا حداقل از این دوسال عمرم راضیم؛ یدفعه بدون هیچ پیش زمینه ای شدم کارمند داروخونه!!!
ای روزگار!
حتما بعد از ظهرام تا چند وقت بوی دلتنگی میده.
ولی بازم خدارو شکر...

یکشنبه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۹۰

تولد...

تو داروخونه واسم جشن تولد گرفتن؛

یکشنبه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۹۰

هم غصه

اين هم از يك عمر مستي كردنم،سالها شبنم پرستي كردنم،اي دلم زهر جدايي را بخور،چوب عمري با وفايي را بخور،اي دلم ديدي كه ماتت كرد و رفت،خنده اي بر خاطراتت كرد و رفت،من كه گفتم اين بهار افسردنيست،من كه گفتم اين پرستو رفتنيست،آه عجب كاري بدستم داد دل،هم شكست هم شكستم داد دل

جمعه، فروردین ۲۶، ۱۳۹۰

صبر

یک هفته دیگه صبر کن...

جمعه، فروردین ۱۹، ۱۳۹۰

مسیر

...لاجرم در دیده طوفان خوشتر است
صدای شجریان تو گوشمه توی اتوبوس به سمت اصفهان در حال طی طریق.
فردا اولین کلاس امسالمو دارم امیدوارم تو کل روزهاش موفق باشم مخصوصا تو درسام؛ سال سرنوشت سازیه که میشه شکست های گذشته رو جبران کرد.

اینقد قشنگ میخونه که اصلا نمیزاره تمرکز کنم...

پنجشنبه، فروردین ۱۱، ۱۳۹۰

دهه 90

بالاخره سال منحوس 89 تموم شد؛ قولی که به خودم دادم هنوز پابرجاست ؛ الان تهرانم با خانواده ؛برای اولین بار به لطف خدا خوش گذشته؛ امیدوارم سال خوب و پر از شادی برای همه باشه؛سعادت سلامت ثروت و موفقیت

شنبه، اسفند ۰۷، ۱۳۸۹

توبه

هفته پیش تصمیم گرفتم یک هفته دوتا کارو 7 روز نکنم؛ فقط سه ساعت مونده بود که نتونستم جلوی خودمو بگیرم دوباره سعی کردم این هفته تکرارش کنم؛ تا حالا که موفق بودم ؛ تا ببینم خدا چی میخواد
گفت پیغمبر به آواز بلند ... بر توکل زانوی اشتر ببند

پنجشنبه، دی ۳۰، ۱۳۸۹

شکست

بالاخره آخرین تکه سالمه چینیه غرورم هم شکست تا یکم به خودم بیام؛بلکه یه تکونی بخوردم بدم .
دو تا از درسامو که فک میکردم خوب بشم لااقل از این بیشتر بشم 13 و 12 گرفتم یا بهم دادن؛حالا من موندم و یک معدل بد؛شاید قسمت این بود(اگه اینو نگم چی بگم!) ولی به امید خدا سعیمو میکنم جبران بشه خیلی خوب.

تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست ...راه رو گر صد هنر دارد توکل بایدش