روزی که رفت بر باد ...
روزی که ماند در یاد...
بعد از 2 سال دیروز آخرین روزی بود که رسما رفتم داروخونه.
پیش خودم هی این جمله کلیشه ای "چه زود گذشت" تکرار میکنم؛ شکر خدا حداقل از این دوسال عمرم راضیم؛ یدفعه بدون هیچ پیش زمینه ای شدم کارمند داروخونه!!!
ای روزگار!
حتما بعد از ظهرام تا چند وقت بوی دلتنگی میده.
ولی بازم خدارو شکر...